قصه تمومه - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:17
دیروز بالاخره پرونده ای رو که مدتها بود درگیرش بودم مختومه کردم. کاری رو کردم که در تلاشهای نیمه موفق قبلی نتونسته بودم. سبک و آزاد شدم. ولی حالم خوب نیست. (0 لایک) تاریخ ارسال: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت 08:49 | نویسنده: SM.YG
روابط پیچیده - تاریخ: 1396/3/6 ساعت: 16:16
خب، من برای اولین بار دو روز مرخصی گرفتم و تا یکشنبه تعطیلم [[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]] این موضوع که در هر جایی کیفیت و سطح روابط خیلی مهمه شاید یک جمله ی تکراری به نظر برسه. ولی وقتی در عمل باهاش مواجه میشیم و آثار و نتایجش رو میبینیم، واقعا میتونه اعجاب ا
خرید سخت - تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 12:47
هنوز به نتیجه نرسیدی؟! کسی رو پیدا نکردی همرات بیاد؟ نه، هیچ کس احتمالا آخرش هم قورباغه ام رو قورت میدم، آژانس میگیرم، تنها میرم و برمی گردم. در هر حالت که همیشه تنها میرم خرید، این دفعه هم مثل همیشه... ولی این دفعه با همیشه فرق داره! هیچ کس تنها نم
سرن هه - ب - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 19:57
این هفته شروع خوبی داشته، موافقی؟ آره، خیلی. اون از دیروز صبح که رئیس کل واسه عذر خواهی بهم زنگ زد.  عصر هم که رفتیم واسه چین های پیشونیم. امروز هم که صبح رئیس بخش زنگ زد و عصر هم که کلی با هم حضوری صحبت کردیم. فکر نمیکنی ی کم تند رفتی؟ از نظر
سرن هه - تاریخ: 1396/2/16 ساعت: 6:27
دیگه از این به بعد فرصت دارم یکم به خودم برسم؛ هوراااااااا بشقاب و ضدآفتاب که دیروز خریدم   یک انیمیشن قشنگ امروز نگاه کردم    فردا یک تعطیلات کوتاه برم   شنبه هم برم پیش دکتر و یک کتاب جدید شروع کنم دیگه چی؟ هیچ اولین باری
مدعی - تاریخ: 1396/1/7 ساعت: 9:08
با مدعی بگوی که ما خود شکسته ایم                         محتاج  نیست پنجه که با ما در افکنی
آینه - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 9:33
امروز رفتم آینه ای که دیروز خریده بودم رو آوردم. اگه یکم مسیرش نزدیک تر بود که مث صندلیا بغلش میکردم و میاوردمش خونه. ولی  کاش میشد مث امروز یهو به آدمایی که اصلا انتظارش رو ندارن ی حال هرچند کوچیک داد.چرا دلت میخواست آینه ای که اندازه ی خودته رو بغل کنی و راه بیفتی تو خیابون؟! چیجا چیجا بیسانادا
بالاخره گفتم - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 20:43
بالاخره قورباغه ام رو قورت دادم و به سیسی گفتم من امسال نمیام.حالا هم باید منتظر عواقبش باشی. آره، البته میدونی دارم فکر میکنم شاید هم زیادی دست بالا گرفته ام؛ شاید بی تفاوتی غالب بشه و پیامدی نداشته باشه؛ ولی ... این هم خوبه، هم بد. هیچ یادت هست آخرین اولین بارت کی بود؟!
برو عامو - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 15:44
من وقتی از کسی خوشم نیاد اینقدر تابلوم که همه میفهمن. خب، به خاطر اینه که سیاست نداری. چرا زود نشون میدی؟! چیجا بیسانادا شاید آدم به درد بخوری باشه. بعدا بتونه ی جایی کمک کنه. اصلا شاید حس اولیه ات اشتباه باشه! میدونی که در نود درصد موارد حس اولیه ام درسته. از این آدم هم از همون اول خوشم نمیومد ولی ...
دیوار، ثریا، کج - تاریخ: 1395/9/19 ساعت: 2:14
وقتی ی چیزی از اول اشتباه باشه، هر چقدر هم که ادامه اش درست و محکم باشه بازم هم تفاوتی نداره. به نتیجه نمیرسه. دیر یا زود یا خودش متوقف میشه یا باید متوقفش کرد. از همون اول اشتباه کردی. شاید فکر میکردی توی اون لحظه بهترین تصمیم رو گرفتی ولی میدونی که اینطور نبود. می دونی که باید صبورتر میبودی، منطقی...

برچسب‌های مرتبط

برو عامو | برو عامو دس خدا | عامو برو دست خدا | دیوار کرسنت تا ثریا کج است | دیوار کج ثریا |